تبليغاتX
شن اسکی
به روی قله ها؛ تن از غبار تیرگی رها؛ برآ چو جان تازه بر بلند خاک؛ همیشه بر فراز؛ همیشه سر فراز
ضمن قدردانی از زحمات هیئت محترم اجرایی

و احترام به آقایان فرید صدقی-رامیار -و سید هزاری و ارایه پیشنهادات واقعا عالی شان فقط به دلیل بعد مسافت(مشکلی که فعلا دارم) به دو پیشنهاد ذیل رای دادم:

۱: قله قالیکوه لرستان

قالیگوه


۲: قله برف انبار قم

برف انبار قم-اسپلیت

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 13:59  توسط حمید  | 

گشت و گذار د ر اطراف طهران:

چون بدلیلی برنامه مسافرت به خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان کنسل شد ترجیح دادیم اطراف تهران را بدلیل خلوت بودن در ایام عید بگردیم.امامزاده داود-طالقان-شهر ری....

مکان های بازدید و عکس ها:

+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1391ساعت 13:28  توسط حمید  | 

گزارش  برنامه صعود به قله بزمان واقع دراستان سیستان بلوچستان شهرستان ایرانشهر  منطقه بزمان  

نام برنامه : صعود به قله بزمان  (زنده  و خضر ) با ارتفاع ۳۵۰۳ متر

گروه        :گروه کوهنوردی کارخانه ماشین سازی اراک

تاریخ اجرا : چهارشنبه ۳/۱۲/۹۰ الی دوشنبه   ۷/۱۲/۹۰

 اسامی شرکت کنندگان در برنامه: ۱-حمید رضا ملکی۲-بولفضل خدادادی۳-  ابوالفضل قنبری لطف ۴- جواد لکی۵-مرتضی طالبی ۶- مسعود اکبری ۷- مسعود قاری ۸-حسین رفیعی ۹–مهندس حسن ریگی(ازایرانشهر)۱۰- مهندس  حبیب اله هاشم زهی(ازایرانشهر) ۱۱- آقای حسن کردی(ازایرانشهر) - و خودم

منطقه نیمه بیابانی ،نیمه کوهستانی بزمان:

كوه  بزمان  به صورت منفرد  - در۳۰ کیلومتري (خط مستقیم از قله به شهر) شمال غربی شهر بزمان  قرار دارد جبهه شمالی آن بی شباهت به جبهه جنوبی دماوند نیست  و از شمال با شیب زیاد  به بیابان ها شنی و سنگ کلاخی که تا ریگان ادامه دارد ،از جنوب با وجود دره های عمیق و سپس تپه ماهور ها به بیابان ها شنی و سنگ کلاخی می رسد که تا  رشته کوههای بشاگرد ادامه دارد، از شرق با شیب زیاد به تپه ما هور  ها و سپس به جاده بم ایرانشهر و بعد از آن به کوههای  کوه بیرگ، دشت کوه، کوه نادر، کوه محمود و در دور دست به کوه خواجه سیلین ،پنج انگشت ,و تفتان می رسد ، از غرب  با شیب زیاد به دشت و تپه ماهور ها  وبا فاصله کم به کوههای  کوه گیران ریگ،کوه هودیان و در دور دست رشته کوههای جبال بارز محدود مي شود.تمام کوههای یاد شده در هوای صاف از قله بزمان قابل روئیت  می باشد؛موقعیت در آبادی گواز  (ارتفاع  ۱۴۴۰   ۲۸درجه و۳دقیقه و۳۴/۳۹ ثانیه شمالی و۶۰ درجه و۷دقیقه و۵۴/۲۶ ثانیه شرقی )وموقعیت در آخرین گوسفند سرا و محل صبحانه  (ارتفاع  ۲۰۷۲  ۲۸ درجه و۵دقیقه و۰۸/۰ ثانیه شمالی و۶۰ درجه و۳دقیقه و۷۴/۳۳ ثانیه شرقی )  و موقعیت در محل تغییر مسیر از یال به کف دره(ارتفاع  ۲۴۳۶  ۲۸ درجه و۴دقیقه و۲۲/۳۷ ثانیه شمالی و۶۰ درجه و۲دقیقه و۰۷/۱۹ ثانیه شرقی )    وموقعیت درقله(ارتفاع  ۳۵۰۳ ۲۸ درجه و۴دقیقه و۵۴/۳۳ ثانیه شمالی و۶۰ درجه و۰دقیقه و۷۵/۳۸ ثانیه شرقی ) و همچنین طول پیمایش مسیر ۱۴ کیلو متر می باشد.

كوه هاي سیستان بلوچستان در منطقه خاش و بزمان ، دارای دو قله معروف و مرتفع است و محورهای عمده كوهنوردي در اين مسير  ها به ترتيب عبارت اند از:

۱- محور زاهدان - خاش – کوه تفتان با قله های ماده كوه ۴۱۵۰ متر،نركوه۴۱۵۰ متر و صُبَح کوه ۳۶۰۰ متر مي باشد:

۲-   محوربم-ایرانشهر،قله بزمان  با ارتفاع   ۳۵۰۳ متر  می باشد.

راه ها و امکانات دستیابی به منطقه :

بهترین مسیر رسیدن به منطقه بزمان  از اراک: اراک؛اصفهان؛یزد؛کرمان؛بم  و ۴۷ کیلومتر پس از بم دو راهی فهرج ایرانشهر  جاده سمت راست و به سمت  ایرانشرو۲۶  کیلومتر مانده به بزمان ویا(۵کیلومتر مانده به جاده فرعی گواز تیه ای کاملا مدورو دقیقا کنار جاده اصلی که از دو طرف جاده خط الراس دیده می شود و نشانه گویا و خوبیست)  جاده قدیم به شکل یک نیم دایره از جاده  جدید جدا شده و  مجدد به جاده جدید وصل میشود وارد جاده قدیم شده و سپس در مرکز جاده قدیم سمت راست جاده قدیم بعد ازجاده کارگاه آسفالت سازی  و سمت چپ رودخانه جاده خاکی که تابلو کوچکی با نام گواز نصب است و در کنار آن تیرهای برق نیز نصب است  ما را با  فاصله  پنج کیلومتر به روستای گواز می برد(گواز به معنای گهواره  و گهواره به معنای مکانی امن برای کودک و دلیل این نام این که بادهای با سرعت بالا در منطقه می وزد  و روستا  در مکانی واقع شده که تا حدودی از باد شدید در امان است)درگواز جاده تمام می شود و شروع کوهنوردی می باشد(البته و متاسفانه از یال سمت چپ روستا  جاده ای جهت آنتن احداث شده که تا نزدیکی قله ادامه دارد و توسط خودرو های دو محوره و کمک دار میشود رفت).

برای صعود این قله 2 جبهه (مسیر) اصلی وجود دارد :  ( بهترین مسیر روستای گواز – یال شرقی)

۱ – مسیری که از روستا  گواز شروع شده و با سوار شدن  بر یال سمت راست روستا (شمال دره)و در مسیر پا کوب  که  این مسیر بشکل اوریب جنوب شمال  و با عبور از شش دره  و هفت  یال به آخرین یال شرقی سوار شده  که تا قله ادامه دار که در یال در مکانی که دره عمیقی کم عمق میشود بهتر است  بدلیل دشواری صعود از یال از کف دره صعود شود که تا یال کاسه آتشفشان ادامی داشته و از آنجا با فاصله نسبتا کوتاه به قله می رسیم ؛

۲ –  مسیری که از روستای گواز و یال سمت چپ روستا و در جاده ای که جهت آنتن ایجاد شده(جنوب  دره) ادامه مسیر داده و تا آنتن و سپس تا  قله ادامه دارد .

۳- تقریبا از تمام جهات قله می توان صعود داشت و لی به علت  سنگلاخ و ماسه ای بودن و همچنین و جود پوشش گیاهی خصوصا گون و بده بستون ها و مسیر های طولانی بسیار مشکل و زمان بر است

بررسی توپوگرافی :

قله (بزمان )  از نوع آتشفشان چینه ای  با تاریخ فوران  نامشخص که بخاراتی از  گاز دی اکسید کربن در آن متساعد می شود ،  در راس قله دارای یک کاسه آتشفشانی بزرگ می باشد و ا ز شمال ، و جنوب  با شیب زیاد به سطح  و دشت می رسد از شرق و  غرب  با چند قله کوتاهتر و دره های عمیق  به تپه ماهور ها و سپس به سطح می رسد و  از شرق  به کوه نادر و از غرب با قله های کم   ارتفاع  گیران ریگ  و هودیان می رسد.

 موقعیت جغرافیایی :

قله  بزمان(زنده و خضر نیز نامیده می شود) واقع  در جنوب شرقی ایران استان سیستان بلوچستان  ، در منطقه بزمان  و در۱۴۰ کیلو متری شمال غربی  شهرایرانشهر  ، و چون  دماوندی کوچک  و زیبا  د ر مرگز بیابان های منطقه  واقع شده است وبسان  نگاهبانی شهر بزمان را نظاره می کند  و در هوای صاف از شهر ریگان قله  شبیه به دماوند دیده می شود؛ و آبادی های اطراف قله شامل: شرق  قله آبادی گواز  ؛ بعد از جاده آبادی های شورآب و سفید آب و جنوب شرقی آبادی  پانساره و با فاصله بیشتر شهر  بزمان و در بقیه جهات آبادی وجود ندارد   اما در جنوب قله دره ا ی عمیق می باشد که  گفته میشود قدمگاه خضر می باشد  زیارتگاه و مقدس  ودر آن چشمه آبی گوگردی  و غیر قابل شرب   روان است .

زمان و مکان حرکت :

ساعت ۷ صبح  روز چهار شنبه۳/۱۲/۹۰از کارخانه حرکت۱۳؛از مسیر اراک ؛خمین ۱۴ ؛گلپایگان ۴۰/۱۴؛ خوانسار۵/۱۵؛ دوراه  دامنه ۴۰/۱۶؛نجف آباد ۵۵/۱۶؛ اصفهان۲۰/۱۷ ؛نائین ۴۰/۱۹ ؛اردکان۲۱ وبا توقف ۲۵ دقیقه جهت نماز؛ یزد ۱۵/۲۲ ؛ مسجد حضرت ابوالفضل ۲۳/۲۳ ؛ شام و خواب پنجشنبه  ۴/۱۲/۹۰ حرکت "۲۰/۶ صبح؛ رفسنجان "۱۰/۸ ؛تقاطع باغین و کرمان "۱۰/۹؛باغ شازه ۴۵/۹؛ دو راه راین ۱۵/۱۰ ؛بم ۴۵/۱۱؛دو راه ایرانشهر,زاهدان ۴۰/؛۱۲ ریگان ۱۰/۱۳؛ اول فرعی روستای گواز ۱۵/ ۱۵ و گواز ۱۵/۴۰ :

شروع صعود :

جمعه  ۵/۱۲/۹۰  آبادی گواز   ساعت ۳ بامداد بیدار باش  و با  جمع کردن و بستن کوله ها "۴۵/۳ حرکت  در مسیر پاکوب  وگذر  از هفت یال و شش دره کم ارتفاع  و کم عمق (در مسیر ابتدا  دو پاکوب فرعی سمت چپ  و سپس یک  پاکوب فرعی سمت راست وجود دارد) در ساعت "۵۰/۶به گوسفند سرا که  نزدیک به  آخر های یال کم ارتفاع و همچنین عمیق ترین مکان دره ای که در دو طرف  واقع است رسیدیم  با صرف صبحانه ساعت ۴۵/۷  در مسیر یال حرکت می کنیم و ساعت "۳۵/۸ با  حرکت در مسیری زیکزاکی شکل و کوتاه  از یال به کف دره سمت چپ  تغییر مسیر می دهیم درست در مکانی که دره   عمیق سمت چپ کم عمق میشود  علت تغییر مسیر  این است که یال ماسه ای  ، سنگلاخ با پوشش گیاهی وسیع از گون و دیگر درختچه ها می باشد که  حرکت در آن  کند و نفس گیر است  با ده دقیقه استراحت صعود را در این دره بی انتها با شیب تند ادامه می دهیم  که کاها هم دست به سنگ و  با   رها شدن سنگ نیز  همراه است  بدون استراحت دره را تا یال اصلی  و کوتاه بالای  کاسه آتشفشان ادامه می دهیم و از روی یال به قله می رسیم که ساعت ۱۲ را نشان می دهد  با خواندن سرود ای ایران و اجرای بخش زیبای برنامه یعنی کمپوت ،میوه و تنقلات ، نوبت عکس گرفتن در   دمای  ۱۸- و سرعت  باد ۴۵ کیلو متر   که"۴۵ دقیقه گذشت   با نفوذ  سرما راه شن اسکی را در پیش گرفته و با سرعت ارتفاع کم کرده و  وارد دره صعود شدیم  ساعت ۱۵ به محل صبحانه رسیدیم و با صرف ناهار "۴۵/۱۵  حرکت بدون استراحت و با سرعت را در پیش گرفتیم  که ساعت "۱۵/۱۷ به آبادی گواز زسیدیم و پس از پذیرایی که جناب عید محمد  نارویی از تیم کرد. و جمع جور کردن وسایل و خدا حافظی  با آن خانواده صمیمی راهی ایرانشهر شدیم.

زمان و مکان بازگشت :

ساعت "۳۰/۱۸ از گواز به سمت بزمان و ایرانشهر حرکت کردیم "۲۰/۱۹  بزمان و ساعت "۳۰/۲۰ ایرانشهر و خوابگاه استا دیم  وزرشی چمران  ایرانشهر که آقای مهندس ریگی رزو کرده بود  ساکن شدیم و شام و خواب :شنبه ۶/۱۲/۹۰ با صرف صبحانه  وخدا حافظی با مهندس ریگی که زحمت کشیده و به خوابگاه آمده بود   ساعت ۸ صبح  حرکت  و بازدید از قلعه ناصری و خرید مقداری لباس کوهنوردی در ایرانشهر ساعت "۳۰/۱۱ به سمت بمپور  وبا معطلی دو ساعته جهت گازوئیل  که صرف بازدید از قلعه  بمپور شد سپس  صرف ناهار در بمپور  و ساعت "۲۰/۱۴  حرکت به سمت جیرفت ؛دلگان "۴۵/۱۵؛ دهکلوت  ۱۷؛جیرفت ۱۹؛جبال بارز "۱۵/۲۰ ؛چهار راه چیرفت کرمان بم۲۱؛کرمان ۲۳؛ ورزشگاه فجر کرمان "۳۰/۲۳  شام و خواب,   یکشنبه  ۲۶/۱۲/۹۰ حرکت از ورزشگاه فجرکرمان "۳۰/۵؛رفسنجان ۷  ؛مسجد ابوالفضل "۴۵/۸ پس از صرف صبحانه حرکت "۴۰/۹ ؛ یزد "۴۵/۱۰ ؛ اردکان "۷/۱۲ استراحت و خرید  و حرکت "۳۰/۱۳ ؛نائین "۱۴/۵۰؛ و اردستان "۵۵/۱۵  وبا "۵۰ دقیقه  نماز و ناهار و حرکت ساعت  ۱۷  ؛کاشان "۲۰/۱۸  ؛"۱۹/۴۰ قم و  ۲۱ اراک و خدا حافظی تا انشاا... صعودی دیگر .

وظیفه ما در حراست از طبیعت:

طبیعت بکر آن منطقه بجز آن جاده ای که متاسفانه چهت نصب آنتن تا نزدیکی های قله کشیده بودند و زخمی عمیق و دایمی بر جهره کوه نهاده بودند  بکرمانده بود بوته ودرختی آتش زده ندیدم اگه با این گزارش و آدرسی که من دادم رفتید بزمان در صیانت از آن طبیعت بکر کوشا باشید و سنت شکنی کنید آن عبارت آدرس دهی و تخریب را-آن طبیعت خانه مردمان آنجاست پس حرمت خانه را پاس بداریم و نکته ای دیگر آنکه فرض بدلایل امنیتی آن آنتن لازم باشد آیا نمی شد وسایل را با هلیکوبتر انتقال دهند و این تخریب وسیع  ایجاد نمی شد .

پی نوشت ۱: وقتی که وارد روستای گواز شدیم آقای عید محمد ناروئی به استقبالمان آمد و از بدو ورود تا لحظه خدا حافظی با خانواده محترمش تمام انسانیت را یکجا به نمایش گذاشت وهمچنین دوستان گرانقدر ایرانشهری آقایان مهندس ریگی-مهندس -هاشم زهی و جناب کردی جهت آنکه تیم ما دچار مشکل نشود ۱۵۰ کیلومتر مسیر را ار ایرانشهر به گواز آمدند و تا قله و برگشت تیم مارا همراه و راهنما بودند به واقع زبانمان قاصر است از آن همه لطف  ومحبت که البته بایستی پستی جدا گانه بنویسم .

پی نوشت ۲: سپاس از کمک های دوست عزیز واقعا فرهنگی مان جناب احمد کیخایی از گروه کوهنوردی فرهنگ زاهدان.

پی نوشت ۳: دوستانمان همایون داودآبادی-سید میر ناصری-آقا مصطفی-عباس ایلاقی-احد محمد خانی و....که علاقمند بودیم در خدمتشان باشیم ولی افتخار ندادند.امان از روز مرگی ها !!!-

پی نوشت ۴:به قله داراب شاه که رسیدیم حمید گفت  آقای گائینی نتونست بیاد و من به دلیل بازیی (به بازی مان گرفته بودند)که برا مینی بوس سرمون در آوردند  و آخر سرهم  به شکل معجزه آسایی جور شد واجرای برنامه هم با تاخیربود دعوت را به کلی فراموش کرده بودم و حیف شد شاید فرصتی داشت تا در خدمت شان باشیم.

مردمی ها - جوانمردیها:

شن اسکی-جناب عید محمد

عید محمد همان مرد خود ساخته(دلمون تنگ شده درویش)

شن اسکی-آب گوارا

آقا با اجازه شما این نزدیکی که مزاحم خانواده نباشیم می خواهیم چادر بزنیم-بی درنگ با تبسمی  گفت مهمان و چادر!؟

بلافاصله بعد از حال واحوال با اون ظرف آبی که تو دست عید محمد است پذیرایی شدیم

شن اسکی-نگاه معصوم

 نگاه معصوم

منزل و بچه های عید محمد 

تو مخیله شان برای ما اینه که(خوشبحالتون)و تو مخیله ما برای اونااینه که خوش به حالتون بچه ها

  ( و اقعا خو ش به حال کیه؟!)

        

شن اسکی

درویش ما غذا داریم و بیش از این بماند فاسد میشه-به هر صورت مهمان من هستید متوجه اید؟!.

 به ترتیب از راست به چپ-مهندس ریگی. مهندس هاشم زهی . آقای کردی .حاج قنبری و جناب عید محمد 

ساعت ۲۰/۱۹ بود از ایرانشهر آمدند تا تیم ما را همراهی کنندـ فکر می کردید بیاییم- الان هم باور نمی کنیم

 کروکی صعود به قله بزمان و عکس ها:

شن اسکی-قله بزمان

میسر ازگواز تا قله

شن اسکی-قله بزمان

شیب بالائی قله و شن اسکی

شن اسکی-داراب شاه در مسیر

داراب شاه

شن اسکی-جوپار در مسیر

کوه زنده است -قله جوپار- وزندگی می بخشد-باغ شازه

شن اسکی-هزار در مسیر

کوه هزار یادش بخیر پارسال(چه سنگ تمام گذشت احد)

شن اسکی-جبهه شمالی بزمان-جنوبی دماوند

جبهه شمالی بزمان و جبهه جنوبی دماوند

شن اسکی-تفتان بین دو شاخی از بزمان

دیگ زود پز تفتان قبل از طلوع آفتاب از دامنه بزمان بین دوشاخی سمت چپ

شن اسکی-در مسیر قله

پوشش گیاهی لطفا رفتید آتش نزنید باشه-توقف برای صبحانه

شن اسکی-سنگچین

سنگچین:اون سنگچین ها را چوپانان ساخته اند که آتش داخل آنها روشن شود  که آتش سرایت نکند به پوشش گیاهی منطقه -حالا به نظر فرهنگ کی بالاتره؟!....بفرمایید صبحانه

شن اسکی-در مسیر قله

کمی جلوتر مسیر را از یال به کف دره تغییر دادیم

شن اسکی-در مسیر قله از کف دره

این هم کف دره بی انتها

شن اسکی-دره بی انتها

بسمت قله در دره بی انتها-ماشااله به سر قدم مهندس ریگی

شن اسکی-تپه نشانه

تپه ای کاملا مدور و در کنار جاده که جهت پیدا کردن جاده گواز بهترین نشانه است۵ کیلوتر بعد از تپه به  فرعی گواز می رسیم البته از سمت بم و تپه را وقتی در جاده در حرکتی از دو طرف خط الراس می بینی

شن اسکی-صخره

به شدت ریزشی است 

شن اسکی-قله بزمان در جهت شرق

این هم قله که خداییش خیلی کیف داد

(از راست-جواد-جناب ریگی-جناب هاشم زهی-ابوالفضل-حمید-خودم و حسین آقا)

شن اسکی-قله بزمان در جهت غرب و کاسه آتشفشان

قله در جهت کاسه آتشفشان(از راست-جواد-مسعود-جناب هاشم زهی-ابوالفضل-خودم و حسین آقا)

شن اسکی-قله بزمان جهت جنوب

قله از جهتی دیگر و پوشش گیاهی که تا نوک قله وجود داشت

شن اسکی-کاسه آتشفشان نوک قله

این هم کاسه آتشفشانی نوک قله و بخارات دی اکسید کربن قابل استشمام

شن اسکی-شن اسکی یای قله

اینهم شن اسکی که از ۲۰ متری زیر قله شروع میشه گمونم ۳ ساعتی کارمون جلو افتاد

شن اسکی-جاده و زخمی دایمی

اون جاده ای که جهت آنتن زده اند."زخمی دایمی بر چهره کوه"

سن اسکی-جای آنتن گویی گونه های کو تراشیده شده

اون هم جای آنتن گویی گونه های چهره کوه را تراشیده اند

شن اسکی-پایین شن اسکی

کمی پایین تر از شن اسکی- تردد کوه نورد کم است و اون پوشش گیاهی در آتش نسوخته!!!

شن اسکی-پایان شیب تند

اون پایین سیاه چادرها و گو سفند سراها. مردمان ثروتمندی که دارایی شان همین است

شن اسکی-

کوتاه بیایید دعوا کار بدی شما که آدمیزاده نیستید

شن اسکی-بزمان خورشید را پنهان کرد

زرفشان دختر زیبای خورشید(قله بزمان و ما و خدا حافظی خورشید)

شن اسکی-قلعه بمپور

قلعه بمپور و ناصری و ایرانشهر در پستی دیگر

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 14:48  توسط حمید  | 

گزارش برنامه دماوند و چگونگی فوت مرحوم نادعلیان به قلم ادیب یعقوب زاده در سایت کاوه اراک

بدون هیچ استراحتی و با توجه به اینکه وقت زیادی برای پایین رفتن نداشتیم به سمت پایین سرازیر شدیم. آقای نادعلیان به سمت شن اسکی جنوبی به راه افتاد و پشت سر او حمید و در آخر تیم هم من حرکت می کردم. مسیر ما تراورس از زیر قله غربی به شن اسکی جنوبی بود. حدود ۲۰ دقیقه بود که از شروع حرکت ما می گذشت، ۱۰۰ الی ۱۵۰ متر ارتفاع کم کرده بودیم که ناگهان آقای نادعلیان تعادل خود را از دست داد و سقوطی در حدود ۳۰ الی ۴۰ متر روی شیبی پوشیده از برف فیرن داشت. در نقطه ای که متوقف شده بود تکه سنگ های بزرگ وجود داشتند که باعث نگه داشتن او شده بودند.حمید شروع به دویدن کرد. فاصله من با او حدود ۱۰ متر بود. با توجه به خستگی زیادی که داشتم خیلی آرام خود را به  آن دو رساندم. حمید به من گفت آقا کریم نبض ندارد. کلاه ضد طوفان آقا کریم را بالا زده و نبض گردنی او را چک کردم ولی متاسفانه دیگه آقا کریم نفس نمی کشید و نبض گردنی هم نداشت. مقداری خون از بینی ایشان خارج شده بود و روی تخته سنگی که کنار سرش بود ریخته بود. خراشی هم روی پیشانی ایشان وجود داشت.

همچنان در حالت شوک حادثه بودیم، حمید پرسید چکار کنیم؟ به او گفتم با دکتر بیاتانی تماس بگیر ولی متاسفانه موبایل آنتن نمیداد. از آنجا که محلی که آقا کریم قرار داشت روی شیب بود وتکه سنگهایی اطراف او بود، مکان مناسبی برای فرود هلی کوپتر نبود تصمیم گرفتیم او را به حدود ۳۰ متر پایین تر که سطح نسبتاً مسطحی بود انتقال دهیم. طناب انفرادی خود را به حمید دادم و او طناب را دور سینه آقا کریم و به کوله او وصل کرد. حمید از بالا و من زیر پای
آقا کریم را گرفتم. ۶ الی ۷ متر بود که در حال پایبن آمدن بودیم که کرامپون من به سنگ گیر کرد و حدود ۱۵ متر سقوط کردم. بقیه مسیر حمید به تنهایی   آقا کریم را به پایین انتقال میداد. در نهایت او را به سطحی مسطح رساندیم که برای فرود احتمالی هلیکوپتر مناسب تر از محل اولیه بود.

ساعت حدود ۱۷:۳۰ دقیقه بود و سرعت باد به شدت افزایش یافته بود و هوا در حال تاریک شدن بود. با توجه به خستگی مفرطی که داشتیم و تاریکی هوا به ناچار تصمیم گرفتیم شب را کنار تخته سنگی که در فاصله ۳۰ متری سمت چپ مرحوم نادعلیان بود سپری کنیم. شدت باد اجازه زدن چادر را به ما.........

پی نوشت: 

اتفاقی که ممکن است برای هر کوهنوردی و در هر کوهی بیفتد و امیدوارم که این ممکن برای همه ناممکن باشد.

حمید مختاری و ادیب یعقوب زاده عزیز تجربه سخت ترین لحظات عمر را داشته اند که خداوند بهشان صبر دهد که صبر پاداش آدمیست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1390ساعت 12:32  توسط حمید  | 

صعود تیم کوهنوردی ماشین سازی اراک به قله بزمان واقع در استان سیستان بلوچستان- شهرستان ایرانشهر- شهربزمان در تاریخ های ۲۷/۱۱/۹۰الی ۱/۱۲/۹۰

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1390ساعت 12:51  توسط حمید  | 

كوهنورد اراكی همچنان در ارتفاعات دماوند پیدا نشده است

اراك - رییس هیات كوهنوردی استان مركزی گفت: پس از یك هفته كاوش و تلاش نیروهای امدادی، 'كریم نادعلیان' كوهنورد اراكی هنوز در ارتفاعات دماوند پیدا نشده است.

'سیامك رضایی' روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اضافه كرد: این كوهنورد با دو ورزشكار دیگر در قالب یك تیم، هفته گذشته برای صعود به قله دماوند اعزام شدند.

وی ادامه داد: این تیم كوهنوردی در ارتفاع پنج هزار و یكصد متری در مسیر 'بال داغ' به علت لغزش، به سنگ برخورد كرده و از ارتفاع سقوط می كنند.

رییس هیات كوهنوردی استان مركزی بیان كرد: دو نفر از كوهنوردان این تیم با تلاش گروه های امدادی پیدا شده و به بیمارستان منتقل شدند.

             

رضایی خاطرنشان كرد: تا كنون نفر سوم تیم یاد شده 'كریم نادعلیان' پس از سقوط از ارتفاع به علت وضعیت بد هوا و بارش سنگین برف پیدا نشده است.

وی اضافه كرد: هفته آینده یك گروه امدادی برای یافتن این كوهنورد به ارتفاعات دماوند اعزام می شود.

رییس هیات كوهنوردی استان مركزی عنوان كرد: نادعلیان از كوهنوردان با تجربه این استان بوده و با امكانات و تجهیزات كامل برای صعود به قله دماوند اقدام كرده بود.

منبع: خبرگزاری ایرنا

مرحوم کریم نادعلیان در گزارش صعود سال ۹۰ ماناسلو- خود را اینگونه معرفی کرده است:

"کریم نادعلیان متولد شهر اراک پنجاه و دو ساله از نوجوانی علاقمند به کوهستان و کوهنوردی بودم ولی متأسفانه بعلت مشغله های مختلف تا سال ۱۳۸۶ موفق به انجام آن نشده و با انگیزه جبران سالهای از دست رفته تلاش برای آموختن کوهنوردی فنی و علمی و تمرینات مورد نیاز را آغاز کرده و سعی نمودم از توانایی های خود و از آموخته های مربیان محترم و دلسوز پیر و جوان که در شهر اراک بسیارند کمال بهره را ببرم "

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 14:38  توسط حمید  | 

کوه سفید و کوه سیاه

جمعه ۲۳/۱۰/۹۰ قرار بود بریم قله سیردر و بالای آبادی کهنه حصار(امام زاده صنارکش)

دوراهی لوزدر و چشمه محمود بسمت لوزدر داشتیم مسیر را درست می رفتیم که ناگاه به نظرمان آمد که مسیر اشتباه است برگشتیم و مسیر چشمه محمود را در پیش گرفتیم و پس از چشمه محمود متوجه شدیم که مسیر اول صحیح بوده علیهذا تصمیم گرفتیم قله را عوض کنیم این شد که آمدیم تا دو راهی آبادی پنج ذوج پیچیدیم فرعی سمت چپ و با عبور از آبادی های  خلج بالا و خلج پایین به آبادی ده سلمان رسیدیم و با هل دادن تراکتور و پرسیدن آدرس جاده خاکی را ادامه دادیم تا رودخانه و با عبور از رودخانه به قلعه اربابی و آسیاب آبی و خانه و انبار های قدیمیش رسیدیم و کمی توقف و عکس ادامه مسیر دادیم تا به آبادی تخلیه شده نظام آباد رسیدیم(زردلک قدیم) و پس از آن جاده آسفالته را به سمت سد تا آبادی حسن آباد(قرهچلو قدیم) که باند هلیکوپتر شده برای سد و نگهبانی سد با کلی کلنجار موافقت گرفتیم از کنار سد عبور کنیم و آبادی های کمال صالح و ده نصیر که زیر آب مدفون شده بودن وپس از تاج سد در زیر سر ریز سد آبادی دوآب و یک خانواری که باقی مانده بود که به زودی صاف خواهد شد وپس از کمی توقف و عکس رفتیم به آبادی ملحمدر با صرف صبحانه و گپ و گفت با اهالی که بزودی باید آنجارا تخلیه کنند تا آبادی صاف شود. کوله ها را بسته و از دره جنوبی راهی قله  کوه سفید شدیم تا از آنجا به قله کوه سیاه بریم و از پشت به ملحمدر برگردیم.دره را تا یال ادامه مسر داده و با تراورس به راست سوار بر یال فرعی شده و ادامه مسیر تا یال اصلی و سپس تا قله کمی توقف و عکس که باد شدید توام با سوز و بارش برف هم داشت شروع می شد.وبدلیل اینکه دره پشتی تا سطح یال قله کوه سفید را از کوه سیاه جدا کرده بود و کم بودن وقت کوه سیاه را کنسل و به وقتی دیگر موکول و راه را از دره پشتی  در پیش گرفتیم که تا معدن و از آنجا به ملحمدر رسیدیم .ملحمدر : سوار ماشین و از مسیر لوذ در به هندودر  و ار آنجا تا گردنه پیست اسکی وبا کمی سرسره بازی با ماشین در برف  به علت نداشتن زنجیر چرخ و از آنچا به پاکل و سرسختی و شازند ونهایت  اراک وپایان یک کوهنوردی نه چندان جالب بدلیل خرابی وسیع طبیعت در منطقه بکر ملحمدر بدلیل ایجاد سد خاکی و شکاربی رویه و آتش سوزی از دامنه تا نوک قله ومعدن سنگ چینی و.......

پی  نوشت ۱:قبل از ایجاد سد که می رفتیم این منطقه انبوه کبک و کبوتر چاهی بود و در مقیاس کمتر پرندگان دیگر. کبک و کبوتر که هیچ ندیدیم و پرندگان دیگر خیلی کم اما توی اون دره ای که رفتیم بالا یک جفت مرغ مینا دیدیم و توی دره برگشت هم یک جفت مرغ مینای دیگر که تا حالا توی این منطقه نبوده.

پی نوشت ۲:درخت های کهن سالی که بریده بودند و آتش زده بودند و اون گون های صدها یا هزار ساله را که به شکل انبوه آتش زده بودند آیا یک فاجعه زیست محیطی برای طبیعت نیست چه باید کرد.مسئول کیست...

پی نوشت ۳: انبوه پوکه های فشنگ تفنگ های شکاری و مخفی گاههای شکار و منطقه ای که به واسطه وجود شکار چیان عاری از هر جنبنده ای شده بود آیا یک فاجعه زیست محیطی برای طبیعت نیست.....

پی نوشت ۴:سد دز که با خانواده و فامیل رفتم آنچنان تخریبی ندیدم حتی سنگ ها تونل را هم ندیدم که کجا ریخته بودند به شکلی که حتی همراهان هم متوجه موضوع شدند و عنوان کردند-اما اینجا با ساخت یک سد خاکی که آنچنان هجمی هم برای ذخیره آب ندارد بیا و ببین چه به روز طبیعت بکر منطقه آورده اند آیا این همه تخریب و زخمی که بر چهره کوه زده اند یک فاجعه زیست محیطی برای طبیعت نیست.....

پایان برنامه و خاطرات بیاد ماندنی اش.با حمید ملکی-مرتضی طالبی-حسین رفیعی-مسعود اکبری و خودم

و عکس ها:

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 14:58  توسط حمید  |